تشنه گشتن

لغت نامه دهخدا

تشنه گشتن. [ ت ِ ن َ / ن ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) عطشان شدن. خواهان نوشیدن آب شدن. طالب شدن:
کار بوسه، چو آب خوردن شور
بخوری بیش، تشنه تر گردی.رودکی ( یادداشت مرحوم دهخدا با تردید ).

فرهنگ فارسی

عطشان شدن خواهان نیوشیدن

جمله سازی با تشنه گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تشنه لب دیدن غمی بر روی دل داد ای فلک کشته گشتن ماتمی دگر مرا داد ای فلک

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز