حرقوص

لغت نامه دهخدا

حرقوص. [ ح َ / ح ُ ] ( ع اِ ) جانوری است چون کیک جهنده. دویبة کالبرغوث. ج، حراقیص. ( مهذب الاسماء ). جانوری است مانند کیک و نیش او به نیش زنبور ماند، یا مانند کنه است و به مردم چسبد، یا جانوری است کوچکتر از گوگا و گاه دو بال گیرد پس می پرد. ( المنجد ).
حرقوص. [ ح ُ ] ( اِخ ) ابن سعدبن زهیر السعدی العنبری. بروایت طبری، صحابی است و در خلافت عمر، خلیفه اورا با سپاهی بمدد مسلمانان که با ایران جنگ درپیوسته بودند فرستاد. سوق الاهواز را فتح و مسخر کرد. و در حرب صفین به اول در رکاب علی و پس از فتنه حَکمین به خوارج ملحق گردید و در جنگی که امیرالمؤمنین با خوارج کرد کشته شد. ( از قاموس الاعلام ترکی ). او ملقب به ذوالیدیة یا ذوالثدیة وذوالخویصره بود و علت آنکه او بجای یک دست پاره ای گوشت آویخته داشت که چون بکشیدندی دراز و ممتد گشتی. مقریزی آرد: و جلس یومئذ و فی ثوب بلال فضة یقبضها للناس علی ما امره اﷲ، فاتی ذوالخویصرة التمیمی [ و اسمه حُرقوص ] فقال: اعدل یا رسول اﷲ! فقال: ویلک ! فمن یعدل اذا لم اعدل [ قد خبت ُ و خسرت ُ ان لم اکن اعدل ]! قال عمر رضی اﷲ عنه: ایذن لی فیه أضرب عنقه ! قال: دعه، فان له اصحاباً یحقر احدکم صلاته مع صلاتهم و صیامه مع صیامهم یقرأون القرآن لایجاوز تراقیهم، یمرقون من الدین کما یمرق السهم من الرمیة: [ ینظر الی نصله فلایوجد فیه شی ٔ، ثم ینظر الی رصافه فمایوجد فیه شی ٔ، ثم ینظر الی نضیه و هو قدحه فلایوجد فیه شی ٔ، ثم ] یُنظر الی قُذذه فلایوجد فیه شی قد سبق الفرث و الدم. آیتهم رجل اسود، احدی عضدیه مثل ثدی المراءة، او مثل البضعة تدردر [ و یخرجون علی حین فُرقة من الناس ]. ( امتاع الاسماع صص 425 - 426 ). بشربن العمر در شعری در تفضیل علی بر خوارج آرد:
ماکان من اسلافهم ابوالحسن
ولا ابن عباس ولا اهل السنن
غر مصابیح الدجی مناجب ُ
اولئک الاعلام الاعارب
کمثل حرقوص و من حرقوص
بقعة قاع حولها قصیص
لیس من الحنظل یُشتار العسل
ولا من البحور یصطاد الورل
هیهات ما سافلة کعالیة
ما معدن الحکمة اهل البادیة.( ضحی الاسلام ج 3 ص 144 ).و رجوع به الاصابة قسم سوم ج 2 ص 60 شود. مورخان خلافهائی بقرار زیر به حرقوص نسبت داده گویند در مسجد پیغمبر بول کرد و جسورانه به پیغمبر گفت عادل باش و با زبیر مخاصمت ورزید و در سال 37 هَ. ق. بدست علی ( ع ) در نهروان کشته شد. و حرقوصیه طائفه ای از خوارج به وی منسوبند که محمدبن جریر ایشان را در رساله ای رد کرده است. ( الذریعة ج 10 ص 193 ).

جمله سازی با حرقوص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نام او بار دیگر در سال ۳۵ هجری/۶–۶۵۵ میلادی در شهر بصره بر سر زبانها افتاد. وی رهبر گروهی از مخالفان سیاستهای عثمان از شهر بصره بود که به همراه مخالفان از کوفه و مصر به مدینه رفتند. در ماجرای محاصره خانه عثمان، قتل وی و انتخاب علی، حرقوص نقش چندان برجسته ای نداشت.

💡 برخى از آتش افروزان خوارج كه در اين نبرد به هلاكت رسيدند، عبارتند از: عبدالله بنوهب راسبى (رهبر خوارج )، حرقوص بن زهير سعدى (از فرماندهان خوارج )، عبدالله بنشجره سلمى (فرمانده بخش ميمنه سپاه خوارج )، زيدبن حصين طايى، اءخنس طايى (ازدلاوران خوارج )، مالك بن وضّاح، زيدبن عدى (فرزند عدى بن حاتم )، جواد بن بدر،يزيدبن عاصم محاربى و چهارتن از برادرانش و حمزة بن سنان اسدى.

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز