حرضا

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی حَرَضاً: مشرف به هلاکت - نیمه جان (به معنای مشرف بر هلاکت است، و بعضی گفتهاند: به معنای کسی است که نه، مرده تا از یادها برود، و نه، زنده است تا امید چیزی در او باشد)
ریشه کلمه:
حرض (۳ بار)
«حَرَض» (بر وزن مرض) به معنای چیز فاسد و ناراحت کننده است، در اینجا به معنای بیمار، نحیف، لاغر و مشرف بر مرگ می باشد.
(بر وزن فرس) بی فایده. (مفردات) صحاح آن را فاسد گفته است: «رجل حرض ای فاسد مریض فی ثیابه» و از ابو عبیده نقل کرده: حرض آن ک‏سی است که اندوه یا عشق او را ذوب و فانی کرده است به خدا آنقدر یوسف را یاد می‏کنی نا از کار افتاده شوی یا بمیری. تحریض به معنی بر انگیختن و ترغیب است راغب گوید:گویا آن در اصل از بین بردن حرض است دراقرب گوید: «حرضّ فلاناً:ازال عنه تاحرض»معنی آیه: ای پیغمبر مؤمنان را بر جهاد ترغیب کن.

جمله سازی با حرضا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قالوا تاللّه تفتؤ وا تذكر يوسف حتى تكون حرضا او تكون من الهالكين (85)

💡 قالوا تاللّه تفتوا تذكر يوسف حتى تكون حرضا او تكون من الهالكين

💡 3- مسايل روحى وروانى در جسم اثر مى گذارد. ( حرضا اوتكون من الهالكين ) (فراق مى تواند انسان را بشكند و يا بكشد تا چه رسد به داغ و مصيبت )

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران