حذر داشتن
مترادفها
احتیاط کردن، پرهیز کردن
متضادها
بیاحتیاطی کردن
لغت نامه دهخدا
حذر داشتن. [ ح َ ذَ ت َ ] ( مص مرکب ) برحذر بودن. محتاط بودن. پرهیز کردن:
ای خردپیشه حذر دار از جهان
گر بهوشی پند حجت کار بند.ناصرخسرو.گرت هوش است و هنگ، دار حذر
ای خردمند از این عظیم نهنگ.ناصرخسرو.حذر دار از عقاب آز ازیرا
که پرزهراب دارد چنگ و منقار.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
محتاط بودن پرهیز کردن
جمله سازی با حذر داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 16 - بر حذر داشتن آنان از اينكه سوره اى در قرآننازل شود و تمام مقاصد و نيات شوم آنان را بر ملا سازد.(550)
💡 خداوند متعال در مرحله سوم براى بر حذر داشتن مردم از اين آلودگى، محدوديتهاى زمانىشرب خمر به وجود مى آورد، چون مردم مكلف به نماز شده بودند و بايد اين فريضه رادر شبانه روز پنج بار اقامه مى نمودند، طبق آيه: