حبطه

لغت نامه دهخدا

حبطه. [ ح َ طَ ] ( ع اِ ) نیمه آب باقی، و بعضی خبطه با خاء معجمه گفته اند.
حبطه. [ ح َ ب َ طَ ] ( اِخ ) فرزند فرزدق شاعر است. ابن قتیبة دینوری سه فرزند به نام سبطة و لبطة و حبطة به فرزدق نسبت داده و مادر ایشان را «نوار» نامیده است. و محشی کتاب نام مادر را از دیوان فرزدق ( چ اروپا ص 182 ) طیبة، دخت عجاج مجاشعی نقل کرده است. رجوع به عیون الاخبار ج 1 ص 122 شود.

فرهنگ فارسی

فرزند فرزدق شاعر است

جمله سازی با حبطه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و چون چنین است پیدا بود که نیت بهتر از عمل بود، چه نیت خود در نفس دل است و عمل از جای دیگر سرایت خواهد کرد به دل. اگر سرایت کند به کار آید و اگر نکند و به غفلت بود حبطه بود و نیت بی عمل از این بود که حبطه نباشد. و این همچنان بود که در معده دردی باشد، چون دارو بخورد به وی رسد، و اگر بر سینه طلا کند تا اثر به وی سرایت کند هم سود دارد، لکن آنچه به نفس معده رسد لابد بهتر باشد که آنچه به سینه رسد. مقصود از وی نه سینه است بلکه معده است. لاجرم حبطه بود اگر به وی سرایت نکند و آنچه به معده رسد اگرچه به سینه نرسد حبطه نباشد.

💡 و گروهی دیگر همه اعمال ظاهر به جای آورند تا روزی به مثل هزار رکعت نماز کنند و چندین هزار تسبیح کنند و شب بیدار دارند و روز به روزه باشند، ولیکن مراعات دل نکنند تا از اخلاق بد پاک شود و باطن پرکبر و حسد و ریا و عجب باشد و با خلق حق تعالی به خشم سخن گویند و گویی با هر یکی خشمی و جنگی دارند و این ندانند که خوی بد همه عبادات را حبطه کند و باطل گرداند و سر همه عبادتها خلق نیکو است و این مدبر گویی که منتی از عبادت خود بر خلق همی نهد و به چشم حقارت همی نگرد به همگنان و خویشتن از خلق فراهم گیرد تا کسی خویش به وی بازنزند و این قدر نداند که سر همه زاهدان و عابدان پیغمبر (ص) بود و از همه جهان گشاده روتر و خوش خوتر بود.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
مست یعنی چه؟
مست یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز