جواظ

لغت نامه دهخدا

جواظ. [ ج ُ ] ( ع اِ ) بی قراری و بی صبری. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
جواظ. [ ج َوْ وا ] ( ع ص ) مرد ضخم خرامان رفتار بسیارگوی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || بسیارخوار. ( منتهی الارب ) ( ذیل اقرب الموارد ). || مرد بسیارفریاد و بی قرار و عاجز و متکبر درشتخو. ( منتهی الارب ). || مالدار بسیار بخیل. ( منتهی الارب ) ( ذیل اقرب الموارد ). || و گویند بمعنی کوتاه بالای شکم گنده است. و فراء گوید مرد دراز تنومند و بسیارخوار و بسیارآشام متکبر کافر. ( ذیل اقرب الموارد ). || ( اِ ) شور و غوغای فتنه. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با جواظ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و نـيـز در هـمـان كـتـاب از شـداد بـن اوس روايـت كـرده كـه گـفـت:رسـول خـدا (صـلى اللّه عـليـه و آله وسـلم ) فـرمـود: هـيـچ (جواظ) و (جعظرى )، و(عـتل زنيم ) داخل بهشت نمى شود پرسيدم جواظ يعنى چه ؟ فرمود: كسى كه زياد جمعمى كند و هيچ نمى كند. پرسيدم بفرما جعظرى چه معنا دارد؟ فرمود: كسى كه خشن و درشتخـو بـاشـد. پـرسـيـدم عتل زنيم كيست ؟ فرمود: هر شكم باره بد اخلاق است كه بسيار مىخورد و مى نوشد، و بسيار خشم مى گيرد و ستم مى كند و زنيم است.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز