لغت نامه دهخدا
خرامان رفتار. [ خ ِ رَ ] ( اِ مرکب ) رفتنی با ناز و تبختر. رفتنی ازروی خرامندگی: جواظ؛ خرامان رفتار. ( منتهی الارب ).
خرامان رفتار. [ خ ِ رَ ] ( اِ مرکب ) رفتنی با ناز و تبختر. رفتنی ازروی خرامندگی: جواظ؛ خرامان رفتار. ( منتهی الارب ).
رفتنی با ناز و تبختر رفتنی از روی خرامندگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن گل رخسار نگر نام گلستان چه بری وان قد و رفتار نگر سرو خرامان چکنی
💡 تا قدّ چون نهال تو بینم میان باغ رفتار کبک و سرو خرامان چه می کنم
💡 چون خرامان میرود سَروَش به گلگشت چمن شیوهٔ رفتار آن نازکنهالم میکشد
💡 کیست آن سرو خرامان کان طرف دارد گذر کز چنین رفتار و قامت دیده ها گریان شده
💡 حیف از آن لعل درخشان که ز گفتار بماند آه از آن سرو خرامان که ز رفتار نشست
💡 همه آزادهسروان بنده بالای او گردند خرامان چون به عزم جلوه در رفتار میآید