جهید

لغت نامه دهخدا

جهید. [ ج َ ] ( ع ص ) مرعی جهید؛ چراگاه بسیار چریده ستور. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || جهدجهید؛ کوشش بسیار: ما فتح اﷲ علیک الابعد جهد جهید. ( سندبادنامه عربی ص 380 ). منتصر به جهدی جهید جان از میان بیرون برد. ( ترجمه تاریخ یمینی ).

فرهنگ فارسی

مرعی جهید چراگاه بسیار چریده ستور

جمله سازی با جهید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر آن کس که او گشت یزدان شناس جهید از بن تیغ و رست از هراس

💡 بر جهید و بر طپید و شاد شاد یک دو چرخی زد سجود اندر فتاد

💡 خواجه چون دیدش فتاده همچنین بر جهید و زد کله را بر زمین

💡 هین بر جهید زود که حیلت گریست این کز آفتاب پل کند از سایه نردبان

💡 چونک خصم خویش را در آب دید مر ورا بگذاشت و اندر چه جهید

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز