جمالات
مترادفها
زیباییها، محاسن
متضادها
زشتیها
لغت نامه دهخدا
جمالات. [ ج ُ ] ( ع اِ ) ج ِ جُمالَة. ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل ).
جمالات. [ ج ِ ] ( ع اِ ) جمایل. جج ِ جمل است. ( مهذب الاسماء ) ( ترجمان علامه ترتیب عادل ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع بجمل شود.
فرهنگ فارسی
و جمایل جمع الجمع جمل است
جمله سازی با جمالات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در عشق تو خمارم در سر ز تو می دارم از حسن جمالات پرخرّم تو جانا
💡 آنها که کمالات و جمالات تو دیدند بر خاک همه جبهه تسلیم نهادند