جرغند
لغت نامه دهخدا
جرغند. [ج َ غ َ ] ( اِ ) به معنی جگرآگند است که روده گوسفند با گوشت و مصالح آگنده باشند و به عربی عصیب گویند. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). امعاء گوسفند به گوشتابه پرکرده باشند. چرغند. جگرآغند. رونج. زونج لکامه و به عربی عصیب. ( شرفنامه منیری ). جگرآگند که جگر و دنبه و گوشت و نخود و برنج در روده کرده بپزند. ( یادداشت مؤلف ). || چراغ.( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). || چراغدان. ( برهان ) ( انجمن آرا ). جرغد. رجوع به جرغد شود.
فرهنگ عمید
=جگرآگند
فرهنگ فارسی
بمعنی جگر آگنده است که روده گوسفند با گوشت و مصالح آگنده باشند و بعربی عصیب گویند. یا چراغ یا چراغدان
جمله سازی با جرغند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آورد پیامی که ز ما تا تو برفتی در خانه ما هیچ نه دود است و نه جرغند