گوشتابه
مترادفها
زیرانداز، فرش
لغت نامه دهخدا
گوشتابه. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) نانخورشی که از گوشت سازند، و آبگوشت و گوشتاب نیز گویند.( ناظم الاطباء ). نشیله. ( مهذب الاسماء ). مدققه. ( یادداشت مؤلف ). مدقوقه. ( یادداشت مؤلف ). گوشتاوه: و دفع مضرت [ شراب ممزوج و مروق ] با گوشتابه و قلیه با توابل و افزار بسیار کنند. ( نوروزنامه ).
فرهنگ عمید
= آبگوشت
فرهنگ فارسی
گوشتاوه، گوشت آوه: آبگوشت، گوشتاب هم گفته شده
( اسم ) گوشتاب: و دفع مضرت ( شراب ممزوج و مروق ) با گوشتابه و قلیه با توابل و افزار بسیار کنند.
نانخورشی که از گوشت سازند و آبگوشت و گوشتاب نیز گویند.
دانشنامه عمومی
گوشتابه یا سوپ آبکی ( انگلیسی: Broth ) به طور معمول شامل آب، استخوان، گوشت، ماهی، غلات یا تره بار است که با یکدیگر به طریق آرام پزی پخته می شوند. گوشتابه به عنوان پایه ای برای دیگر مایعات خوراکی مانند سوپ، سس گریوی یا سس استفاده می شود.
جمله سازی با گوشتابه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی از محصولات با پُرکننده به فروش میرسند، مثلاً موادی مانند گوشتابه یا آبنمک (تا ۱۵ درصد) در برخی مواد غذایی تزریق میشوند. یا مالت و ژامبون بهعنوان پرکننده در کرهٔ بادام زمینی استفاده شدهاست. ۱۰ برخی از محصولات نیز ممکن است در یک ظرف بزرگ که بخش زیادی از آن خالی است عرضه شوند.