جبرون

لغت نامه دهخدا

جبرون. [ ج َ] ( اِخ ) ابن سعید حضرتی. محدث است. ( منتهی الارب ).
جبرون. [ ج َ ]( اِخ ) ابن عبدالجبار. محدث است. ( از منتهی الارب ).
جبرون. [ ج َ ] ( اِخ ) ابن عیسی بلوی. محدث است. ( منتهی الارب ).
جبرون. [ ج َ ] ( اِخ ) ابن واقد الافریقی. وی محدث متهمی است، و تنها دو روایت مرفوع نقل کرده که از لحاظ مفاد هم خالی از اشکال نیست. ( از لسان المیزان ج 2 ص 94 ).

جمله سازی با جبرون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يك صنف از آنها ملائكه مهيمين مجذوبين هستند كه اصلا نظر به عالم وجوديه ندارند ندانندخداوند آدم را خلق فرموده يا نه؛ و مستغرق جمال وجلال حق و فانى كبرياى ذات مقدس او هستند(534) و گويند در آيه شريفه ((ن والقلمو ما يسطرون ))(535) كلمه مباركه ((ن ))اشاره به آن ملائكه است؛ و طايفه ديگرملائكه مقربين و سكنه جبرون اعلا هستند؛ و آنها انواع كثيره هستند كه از براى هر يك ازآنها شاءن و تدبيرى است در عوالم كه از براى ديگرى آن شاءن و تدبير نيست؛ وطايفه ديگر، ملائكه عوالم ملكوت اعلا و جنات عاليه هستند به اصناف مختلفه و انواعمتشتته؛ و طايفه ديگر ملائكه عوالم برزخ ومثال هستند؛ و طايفه ديگر ملائكه موكله به عوالم طبيعت و ملك هستند كه هر يكموكل انمرى و مدبر شاءنى هستند؛ و اين دسته از ملائكه مدبره در عالم ملك غير از ملائكهموجوده در عالم مثال و برزخ است؛ چنانچه درمحل خود مقرر است و از اخبار نيز مستفاده شود.(536)

جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز