ثخذ
لغت نامه دهخدا
ثخذ. [ ث َ خ ِ ] ( اِ ) صورت و جمله هفتم از صور و جمل هفت گانه حروف جُمَّل.
فرهنگ معین
(ثَ خِّ ) [ ع. ] (اِ. ) صورت و جملة هفتم از صور و جمل هفت گانة جمل (ابجد ).
فرهنگ عمید
ششمین گروه از مجموعۀ کلمات حروف ابجد. =ابجد
فرهنگ فارسی
( اسم ) صورت و جمل. هفتم از صور و جمل هفت گان. جمل ( ابجد ).
صورت و جمله هفتم از صور و جمل هفت گانه حروف جمل
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:ابجد
ویکی واژه
صورت و جملة هفتم از صور و جمل هفت گانة جمل (ابجد)
جمله سازی با ثخذ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ابجد، يعنى بدان، هوز يعنى درياب، حطى يعنى خوب بفهم، كلمن يعنى نگهدار، سعفصيعنى فرومگذار، قرشت يعنى دانا باش، ثخذ يعنى واقف باش، ضظغ يعنى از پيشبدان.
💡 116- در حساب ابجد حروف الفباى عربى به اساس ترتيب خاص است كه دركلمات زير تنظيم شده است: ابجد، هوز، حطى كلمن، سعفص، قرشت، ثخذ، ضظع و هريك از اين حروف داراى ارزش عددى و رياضى خاصى بدين ترتيب: