تیمیم

لغت نامه دهخدا

تیمیم. [ ت َ ] ( ع مص ) قصدکرد. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). قصد کردن و اراده نمودن. یقال: یممته بالرمح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || کسی راتیمم دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). تیمم دادن، نماز و عبادت را. ( منتهی الارب ). تیمم کردن برای نماز و عبادت. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): یمم المریض للصلوة... الحدیث: سأل رجل علیاً علیه الصلوة و السلام عن صاحب له به جدری و اصابته الجنابة کیف یصنع فقال یمموه. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).

جمله سازی با تیمیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نکته: می‌توانیم در خارج از زمین هم به هم تیمیمان پاس بدهیم تا پاس را او که زیر فشار پرس نیست انجام دهد این حرکت معمولاً در زمان پرس شدید بسیار کارساز خواهد بود.

💡 استان تیمیمون (به عربی: ولایة تیمیمون) یک استان در الجزایر است که در الجزایر واقع شده‌است. استان تیمیمون ۶۵٬۲۰۳ کیلومتر مربع مساحت و ۱۲۲٬۰۱۹ نفر جمعیت دارد و ۲۷۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 اگر فاصله ما با هم تیمیمان زیاد بود اول از همه باید توپ را با دو دست از دو سمت راست و چپ بگیریم به طوری که دو انگشت شست دست ما به سمت خود باشد و توپ را به دو سوم خود یا یک سوم هم تیمی‌مان پرتاب می‌کنیم. طوری‌که توپ نهایتاً به دست هم تیممان برسد.

💡 تیمیمون (به عربی: تیمیمون) یک شهرک و شهرداری در الجزایر است که در ناحیه تیمیمون واقع شده‌است.

شکافنده یعنی چه؟
شکافنده یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز