لغت نامه دهخدا
توگل. [ گ ُ] ( اِخ ) دهی از بخش قصرقند شهرستان چابهار است که 300 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
توگل. [ گ ُ] ( اِخ ) دهی از بخش قصرقند شهرستان چابهار است که 300 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شبهای درازی که به صحبت گذراندی از کوتهی شمع شبستان توگل کرد
💡 از کاوش مژگان تو وا شد گره دل این غنچه لب بسته به دوران توگل کرد
💡 پرسی همی از من که گل سرخ کدام است جانا توگل سرخ تصور نتوانی
💡 تر تا گلوی خشک تو خود نارم از نمی سودم چه کآستان توگل سر به سر کنم
💡 چون غنچه به دل خرده رازی که نهفتم آخر ز شکر خنده پنهان توگل کرد
💡 از سینه هرکس که دل خونشده گم شد چون تکمه گوهر ز گریبان توگل کرد