لغت نامه دهخدا
تورش. ( ص ) ترش. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ترش شود.
تورش. ( ص ) ترش. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ترش شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ران دارای توری بود که بهوسیلهٔ آن مردان را به دام میانداخت. او کشتیها را غرق مینمود و سپس توسط تورش ملوانان غرقشده را به دام میانداخت و پس از بردن آنها به تالارش، با مهربانی پذیرای آنان میشد. افراد غرقشده نه رهسپار تالار کشتگان والهالا میشدند و نه به سرزمین مردگان هلهایم میرفتند. نام او به معنی سارق، به نظر میرسد با جنبههای شوم او مرتبط باشد.
💡 با تلقين اين سخنان هوس پرور، و هيجان انگيز، نجاشى سخت تحريك شد به طورى كهنتوانست درنگ كند و هماندم از اسب پياده شد و به اتفاق ابوسماك فاسق به درون خانهوى رفت. ابوسماك كه در عالم خيال به واسطه تنهائى عيش خود را منغص مى ديد و اينكهمدم خوبى به تورش خورده بود فى الفور سفره را گسترد. بره پخته، شرابكهنه، صاحب خانه عياش و هوس باز، مهمان شاعر و دمساز، خانه هم خلوت، از هر جهتبساط عيش و هوسرانى مهيا بود!
💡 این گروه زمانی به شهرت رسید که همراه با آزی آزبورن در تور آزفست شرکت کردند. آلبوم اول آنها، گناهکار، در عرض شش هفته گواهی پلاتینوم دریافت کرد.در ۱۴ آگوست سال ۲۰۰۲، جسد ویلیامز در اتوبوس تورش پیدا شد. او بر اثر یک بیماری قلبی ناشناخته مرده بود. سخنگوی رئیس دفتر پزشکی منطقه ویرجینیای شمالی اظهار داشته بود که دیوید، از یک نوع بیماری قلبی رنج میبرده است.