توبه کار

لغت نامه دهخدا

توبه کار. [ ت َ / تُو ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) توبه کننده. تائب. توبه دار.نادم و پشیمان از گناه. ( ناظم الاطباء ):
آتشم در جان گرفت از عود خلوت سوختن
توبه کارم توبه کار از عشق پنهان باختن.سعدی.من که عیب توبه کاران کرده باشم بارها
توبه از می وقت گل، دیوانه باشم گر کنم.حافظ.من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار
گفتم این شاخ ار دهد باری، پشیمانی بود.حافظ.شرابی که از یمن او توبه کار
ز بند تقید شود رستگار.ملا طغرا ( از آنندراج ).رجوع به توبه و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ عمید

کسی که از گناه پشیمان شود و از آن دست بردارد، توبه کننده.

فرهنگ فارسی

توبه کننده. توبه دار

جمله سازی با توبه کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شب که آمد مست آن مه توبه کاران را چه شد؟ من اگر مردم بگو شب زنده داران را چه شد؟

💡 آتشم در جان گرفت از عود خلوت سوختن توبه کارم توبه کار از عشق پنهان باختن

💡 در شکست توبه کار عشرت ما شد درست آسمان ما را گرفتار طلسم شیشه داشت

💡 خسرو، ز رخ خوبان گفتی که کنم توبه کاری که ز تو ناید، بیهوده چرا کوشی؟

💡 مطرب عشرت گه ثالت نشیند توبه کار گر نه تمکین یابد از سمع تو در ضرب ادا

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز