تن پرش

لغت نامه دهخدا

تن پرش. [ تَم ْ پ َ رِ ] ( اِ مرکب ) بمعنی جستن اندام است و بپارسی آن را پیکرجه خوانند و به عربی اختلاج خوانند و این پرش و جستن اگر در روی بود مقدمه لقوه بود و در شکم مقدمه صرع و در پهلو آماس سپرز و در تمام اندام مقدمه سکته بود.... ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). اضافه مقلوب به فک کسره اضافه. ( پرش تن ).

فرهنگ فارسی

به معنی جستن اندام است و به پارسی آن را پیکرجه خوانند و به عربی اختلاج خوانند و پرش و جستن اگر در روی بود مقدمه صرع بود مقدمه لقوه بود و در شکم مقدمه صرع و در پهلو آماس سپرز و در تمام اندام مقدمه سکته بود...

جمله سازی با تن پرش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبس تیر کامد به پیکر درش چو مرغان پدید آمد از تن پرش

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز