لغت نامه دهخدا
تقه. [ ت ُ ق ِ ] ( اِ ) تکمه و حلقه کمربند. ( ناظم الاطباء ).
تقه. [ ت ُ ق ِ ] ( اِ ) تکمه و حلقه کمربند. ( ناظم الاطباء ).
تکمه و حلقه کمربند
تَقِّه (drag)
در نواختن طبل کوچک نظامی، ضربه ای که پیش از آن یک دسته نت زینت، معمولاً شامل سه یا چهار نت، وجود داشته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از دیگر ویژگیهای خوسایی، وجود همخوانها (صامتها) ی تقهای در آن است. به هنگام تلفظ این همخوانها صدایی مانند یک «تَق چسبناک» از دهان شنیده میشود.
💡 آق تقه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مراوه تپه در استان گلستان ایران است.
💡 او در ۱۱۷۴ هجری (۱۷۶۰ میلادی) درگذشت و مزار او در روستای آق تقه در غرب مراوه تپه (در جوار مقبره فرزندش) قرار دارد.
💡 تولید تق تقه به علت آسیب رساندن به کودکان مدتی متوقف شده بود. گاهی گویها به علت وزن و سرعت زیاد در حال حرکت، هنگام برخورد به همدیگر میشکنند.
💡 حسینآباد فیش تقه، روستایی از توابع بخش کربال شهرستان شیراز در استان فارس ایران است.