تسی

لغت نامه دهخدا

تسی. [ ت ِ ]( اِ ) حقی که قماربازان صاحب خانه را دهند از برده های خویش. و این کلمه با تسو و تسگ از یک اصل است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). و رجوع به تسگ و تسو شود.
تسی. [ ت َ ] ( اِ )تشی و خارپشت. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تشی شود.
تسی. [ ] ( اِخ ) دهی در ناحیه ٔچرام کوه گیلویه است که در هفت فرسخ و نیم مشرق تل گرد واقع است. ( از فارسنامه ناصری بخش دوم ص 272 ).

فرهنگ فارسی

دهی در ناحیه چرام کوه گیلویه است که در هفت فرسخ و نیم مشرق تل گرد واقع است

دانشنامه عمومی

تسی ( به لاتین: Təsi ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان قوبوستان واقع شده است.
تسی ۳۸۶ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با تسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در قرن هجدهم، روشنگری برای اولین بار به زنان ایتالیایی (مانند لورا باسی، کریستینا روکاتی، آنا موراندی مانزولینی، و ماریا گاتانا آگنسی) امکان شرکت در زمینه‌های مختلف علوم و ریاضیات را داد. سوپرانوهای ایتالیایی و پرایم دان همچنان در سراسر اروپا مشهور بودند، مانند ویتوریا تسی، کاترینا گابریلی، لوکرزیا آگیاری و فاستینا بوردونی. از دیگر زنان برجسته این دوره می‌توان به نقاش معروف ایتالیایی روزالبا کریرا و ماریا مارگریتا گریمانی به عنوان آهنگساز اشاره کرد.

💡 کعبه و دیر تسی کده نیست درد نایابی مطلب همه جاست

اژدر یعنی چه؟
اژدر یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز