تزیی
لغت نامه دهخدا
تزیی. [ ت َ زَی ْ یی ] ( ع مص ) پوشش گرفتن و آراسته شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پوشش گرفتن. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ): تزیا بزی القوم؛ ای لبس کمایلبسون. ( اقرب الموارد ). تزیا بزی الصلحا؛ لباس نیکان گرفت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
پوشش گرفتن و آراسته شدن پوشش گرفتن.
جمله سازی با تزیی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این بنا در مرکز شهر رستمکلا قراردارد. بنای حسینیه دارای نقشه مستطیل شکل ساخته شده است. این بنا با مصالح آجر، آهک، چوب و دارای سقف سفال پوش است. حسینیه فرحی دارای یک اتاق مرکزی و دو اتاق جانبی در سمت جنوبی است. ازجمله تزیینات زیبای بنا، پنجرههای ارسی و درهای مشبک با شیشههای الوان است که با مهارت ساختهاند. اتاق مرکزی از دو اتاق جانبی بزرگتر و دارای پنجره بزرگ ارسی به ابعاد ۳٫۸*۴ است. طاقچههای تزیینی و گچبریهای ساده و طرح دار از دیگر تزییات بکار رفته در این بناست. حسینیه فرحی با توجه به سبک معماری و دیگر تزیینات وابسته به معماری بهکاررفته در آن متعلق به دوران قاجاریه است.