لغت نامه دهخدا
ترامنس. [ ت ِ م ِ ن ِ ] ( اِخ ) یکی از رجال لاسدمونیها است که مأمور تنظیم صلحنامه ای از طرف لاسدمونیها و متحدین آنان با تیسافرن فرمانده داریوش شاه گردید. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 2 ص 967 شود.
ترامنس. [ ت ِ م ِ ن ِ ] ( اِخ ) یکی از رجال لاسدمونیها است که مأمور تنظیم صلحنامه ای از طرف لاسدمونیها و متحدین آنان با تیسافرن فرمانده داریوش شاه گردید. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 2 ص 967 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اولیگارشهای تبعید شده در همان سال (۴۰۴ ق. م) به آتن بازگشتند و به یاری لوساندروس، و به رهبری کریتیاس و ترامنس، حکومت را در دست گرفتند و برای آتن یک شورای سی نفری تشکیل دادند که نقطه شروع حکومت جباران سیگانه بود.