تختی
تختی به دو معنا اشاره دارد:
1. معانی لغوی
صفت: منسوب به تخت، به معنای لوحی که کودکان بر روی آن علم و عمل خط میآموزند.
مهر خاتم سنگی: به معنای مهر یا علامت که بر روی سنگ حکاکی میشود.
صدر سینه: به معنای قسمت بالایی یا جلو سینه.
2. نام یک شخصیت
غلامرضا تختی (۵ شهریور ۱۳۰۹ – ۱۷ دی ۱۳۴۶) یک قهرمان ملی و مشهور ایرانی در رشته کشتی آزاد است که به عنوان جهانپهلوان شناخته میشود. او در المپیکها و مسابقات جهانی موفقیتهای زیادی کسب کرد، از جمله مدال طلا در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن و مدال نقره در المپیک ۱۹۵۲ هلسینکی و ۱۹۶۰ رم.
تختی علاوه بر فعالیتهای ورزشی، در عرصه سیاست نیز فعال بود و در احزاب مختلفی مانند حزب زحمتکشان ملت ایران و جبهه ملی عضویت داشت. او به عنوان نماد جوانمردی و انسانیت در فرهنگ ایرانی شناخته میشود و به خاطر فعالیتهای عامالمنفعهاش نیز محبوبیت زیادی دارد.
مرگ او در ۱۷ دی ۱۳۴۶ به طرز مشکوکی در هتل آتلانتیک تهران اتفاق افتاد و شایعاتی درباره خودکشی یا قتل او وجود دارد. تختی هنوز هم به عنوان یک قهرمان ملی و نماد انسانی در یادها باقی مانده است.
مترادفها
تخت، سکو
لغت نامه دهخدا
تختی. [ ت َ ] ( ص نسبی ) منسوب به تخت. || ( اِ ) لوحی که کودکان بروی آن علم و عمل خط می آموزند. || خاتم سنگی. || صدر. سینه. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- منسوب به تخت ( لوحی که کودکان بروی آن علم و عمل خط می آموزد ). ۲ - مهر خاتم سنگی. ۳- صدر سینه.
جمله سازی با تختی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تختی قبول کرد و صندوق به گردن از پارک ساعی در خیابان پهلوی تا تالار کیهان در خیابان فردوسی را پیاده پیمود. با بلندگو شخصاً از مردم میخواست تا به هموطنان زلزلهزدهشان هر چه در توان دارند، کمک کنند. زنان گوشواره و گردنبند و انگشتر و مردان پول اهدایی خود را به صندوق آویزان از گردن تختی میانداختند. واکنشها چنان باورنکردنی بود که بلافاصله موج بزرگی از نیکوکاران به راه افتادند و دهها کامیون به وی سپرده شد.
💡 غلامرضا تختی پس از کودتای ۲۸ مرداد در کمیتهٔ ورزشکاران نهضت مقاومت ملی نیز علاوه بر حزب سوسیالیست فعالیت داشت و پس از تشکیل جبههٔ ملی دوم در سال ۱۳۳۹ به این سازمان وارد شد و از سوی کمیتهٔ ورزشکاران به کنگره و از سوی منتخبان کنگره به شورای مرکزی جبههٔ ملی ایران راه یافت.
💡 تاج و تختی که یافت از پدران کرد با او همان که با دگران
💡 تختی بصفات شه کی بود و که شد آگه جز درگه این خرگه دل مظهر ذات حق
💡 پادشاه با وقار تمام بر تختی زرین و باشکوه نشست و منتظر آمدن فرستادههای کشورهای همسایه برای عقد قرارداد صلح و دوستی بود.
💡 در معماری سنتی ایرانی، تختی که در میان حیاط بزرگ قرار میگرفت، معمولاً برای نشستن و صرف چای در عصرها استفاده میشد.
💡 آن فیلسوف بزرگ در تختی ساخته شده از سنگ و چوب، ساعتها به تأمل و تفکر در مورد ماهیت هستی و جهان پیرامون میپرداخت.