تخت نشان

لغت نامه دهخدا

تخت نشان. [ ت َ ن ِ ]( نف مرکب ) بخشنده تخت. ( ناظم الاطباء ):
خسرو تاجبخش و تخت نشان
بر سر تاج و تخت گنج فشان.نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) بر تخت نشانند. پادشاه امیر نشان بخشند. تخت.

جمله سازی با تخت نشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خسرو تاج بخش تخت نشان بر سر تاج و تخت گنج فشان

💡 تخت‌نشین شب معراج بود تخت نشان کمر و تاج بود

💡 ادبیات ربانی (ادبیات حاخامها) این روز را به عنوان روز داوری (یوم الدین) توصیف می‌کند. گاهی از خداوند به عنوان «قدیم الایام» یاد می‌شود. برخی از توصیفات، خدا را به صورت نشسته بر تخت نشان می‌دهند، در حالی که کتاب‌هایی که شامل اعمال همه بشریت است در برابر او گشوده شده‌است.

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز