تحزم

لغت نامه دهخدا

تحزم. [ ت َ ح َزْ زُ ] ( ع مص ) تنگ بسته شدن بر اسب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از قطر المحیط ). || میان دربستن مرد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تلبب. میان دربستن به ریسمان و آماده کاری شدن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ).

جمله سازی با تحزم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شايان ذكر است، عقلى كه منبع دين است، و حجيت آن در علماصول فقه ثابت شده مانند متن نقلى بايد اصيل و غير محرف باشد. بنابراين، از مبادىموهوم يا متخيل كارى بر نمى آيد، گرچه عقل ناب پنداشته شود. از اين رو در تقديمعقل بر نقل و در حمل منقول بر خلاف ظاهر نهايت دقت، احتياط و تحزم همراه با انديشناكىو خوف از حرمان پيام وحى الهى و تحمل تبعات تلخ آن لازم است.

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز