تجان

لغت نامه دهخدا

تجان. [ ت َ جان ن ] ( ع مص ) دیوانه گردیدن. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تجانن.( قطر المحیط ) ( اقرب الموارد ). || خود را دیوانه وانمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). دیوانگی از خود نشان دادن. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

دیوانه گردیدن ٠ یا خود را دیوانه وانمودن ٠ دیوانگی از خود نشان دادن ٠

جمله سازی با تجان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او جایگزین احمد تجان کابا، رئیس‌جمهور سابق سیرالئون شد.

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز