تبو

لغت نامه دهخدا

تبو. [ ت َ وْ] ( ع مص ) غزا کردن و غنیمت گرفتن. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( المنجد ) ( ناظم الاطباء ).
تبو. [ ت َ ] ( اِخ ) نام جایی که در آن آسیایی است و گویند آن را یونس پیغمبر بنا کرده و چون نام او را ببرند آسیا در حرکت آمده و آرام میگردد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به لسان العجم شعوری ج 1 ورق 289 ب شود.

فرهنگ فارسی

نام جایی که در آن آسیابی است و گویند آنرا یونس پیغمبر بنا کرده و چون نام او را ببرند آسیا در حرکت آمده و آرام میگردد.

جمله سازی با تبو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جان سینا سپس شان مایکلز را در یک مسابقه سه نفر در پی پر ویو تبو توزدی ۲۰۰۵ پین کرد و برنده شد که کرت انگل هم در اون مسابقه بود، سینا در مسابقه بعدی خود کرت انگل را در پی پر ویو سروایور سریز ۲۰۰۵ پین کرد، و باز هم کمربندش را حفظ کرد، در شوی راو پس از پی پر ویو سروایور سریز جان سینا از کمربند خودش باید در یک مسابقه سه نفره بین خودش و کرت انگل و کریس مسترز دفاع می‌کرد که این نوع مسابقه فقط با سابمیشن برنده آن مشخص می‌شد و این باعث شد جان سینا برای خودش یک سابمیشن بسازد و اسم آن سابمیشن را (اس تی اف یو) گذاشت که ما اکنون این سابمیشن را با نام (اس تی اف) می‌شناسیم، در آن مسابقه جان سینا باز هم مسابقه را پیروز شد.

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز