تانس
لغت نامه دهخدا
تأنس. [ ت َ ءَن ْ ن ُ ] ( ع مص ) انس گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). ضد توحش. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). خو گرفتن به چیزی. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). آرام یافتن به چیزی و رفتن وحشت از او. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || انسان گردیدن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). || تأنس درنده؛ احساس کردن آن شکار را از دور. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). || تأنس دد به چیزی؛ خو گرفتن بدان. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
( تأنس ) (تَ أَ نُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) انس گرفتن، خوی گرفتن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) انس گرفتن خوی گرفتن مقابل توحش.
جمله سازی با تانس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوکمان تانس قبلاً به دلیل ارتباط با داعش (دولت اسلامی) و جنگ در چچن بازداشت شده بود.