تاسا

لغت نامه دهخدا

تاسا. ( اِ ) اندوه و ملالت. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ) ( جهانگیری ). بمجاز، اندوه و ملال. ( فرهنگ رشیدی ). اندوه و ملال. ( غیاث اللغات ). ملال. ( فرهنگ نظام ) ( فرهنگ رشیدی ). تاسه. ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ): فشیان؛ تاسا. ( منتهی الارب ).
خواجه جامی که از ره یاسا
خورد چوب اندرآمدش تاسا.پوربهای جامی ( از فرهنگ جهانگیری ).|| تیرگی روی از اندوه. ( فرهنگ رشیدی ). تیره رویی از غم و الم. ( ناظم الاطباء ). || اضطراب و بیقراری. ( غیاث اللغات ). اضطراب و تپش دل. ( فرهنگ رشیدی ). بی قراری و اضطراب. ( فرهنگ نظام ). رجوع به تاس و تاسیدن و تاسه و ترکیبات تاس و تلواسه و تالواسه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم )۱- اضطراب بی طاقتی بی قراری. ۲- اندوه ملالت. ۳ تیرگی روی از غم و اندوه میل بچیزها مخصوصا میل زنان آبستن بخوردن چیزها تلواسه واسه.
اندوه و ملامت اندوه و ملال.

جمله سازی با تاسا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۹ و در یک بازی از مسابقات تاسا دا لیگا مقابل ویتوریا ستوبال، دانتاش اولین بازی خود را برای بنفیکا انجام داد.

💡 به خاطر وجود تمدن دیر تاسا و تمدن بداری در این منطقه در روزگار باستان، امروزه دیدنی‌های زیادی از آن روزگاران در این استان وجود دارد.

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز