لغت نامه دهخدا
تازه پرواز. [ زَ / زِ پ َرْ ] ( ص مرکب )از مرکبات تازه. ( آنندراج ). بتازگی پر و بال بازکرده و از سر نو پروازکرده. ( ناظم الاطباء ):
عرفی بگیتی از خلد آمد که بازگردد
غافل که تازه پرواز گم سازد آشیان را.عرفی ( از آنندراج ).
تازه پرواز. [ زَ / زِ پ َرْ ] ( ص مرکب )از مرکبات تازه. ( آنندراج ). بتازگی پر و بال بازکرده و از سر نو پروازکرده. ( ناظم الاطباء ):
عرفی بگیتی از خلد آمد که بازگردد
غافل که تازه پرواز گم سازد آشیان را.عرفی ( از آنندراج ).
( صفت )بتازگی پر و بال باز کردهاز سر نو پرواز کرده.
از مرکبات تازه بتازگی پر و بال باز کرده و از سر نو پرواز کرده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من آن مرغم که گر از آشیان غم هوا گیرم همان ساعت چو مرغ تازه پرواز از هوا افتم
💡 ترا ای تازه پرواز آفریدند سراپا لذت بال آزمائی