تابى

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَجَزِعْنَا: که بی تابی کنیم
معنی جَزُوعاً: کسی که بسیار جزع و بی تابی می کند
ریشه کلمه:
ابی (۱۳ بار)

جمله سازی با تابى

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اماهمان طور كه ظاهر اين روايات، دلالت دارد متعلق ((حبط))، اجر و پاداشى است كه باصبر نمودن بر مصيبت، نصيب انسان مى شود؛ بنابراين، بى تابى كردن مانع ثبوتو تحقق آن مى گردد، نه اينكه ثواب و اجرىحاصل شده باشد و سپس با ناشكيبايى نمودن از بين برود، پس اگر ((احباط)) رامربوط به عمل و ثواب پيشين بدانيم، اين امر ازعوامل ((حبط)) شمرده نمى شود.

💡 252 - اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: كسى كه صبر وى را نجات نبخشد جزع وبى تابى او را از پاى در مى آورد.

💡 اين برخوردها، نشانه ى معرفت هر كس نسبت به فلسفه ى مصايب و سختى هاست. همانگونه كه كودك، از خوردن پياز تند، بى تابى مى كند و نوجوان تحمّل مى كند، ولى بزرگسال پول مى دهد تا پياز خريده و بخورد.

💡 از آنجا كه درخواست عذاب واقع از ناحيه سائل مورد نظر از روى استكبار و زورآزمايىبوده و تحمل شنيدن اين قسم سخنان بر رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) گرانبود، در اين جمله آن جناب را امر به صبر كرد، و صبر را به صفتجميل توصيف فرمود، و صبر جميل صبرى است خالص كه در آن شائبه اى از بى تابى وشكايت نباشد، و در آيه بعدى اين دستور را تعليل كرده به اينكه آن روزى كه عذابمورد سؤ ال در آن قرار دارد نزديك است.

💡 (91) چاره بى تابى در سوگ عزيزان  يكى از قاضى هاى بنى اسرائيل پسرى داشت كه زياد مورد علاقه او بود. ناگاه پسرمريض شد و مرد. قاضى از اين پيشامد سخت ناراحت شد و صدايش به ناله و گريه بلندگرديد.

💡 پس حاصل معناى آيه بر اساس چند معنايى كه گذشت بدين قرار است، - اگر مراد از(وجه ) صفات كريمه خدا باشد -، كه: هر چيزى به زودى جا خالى كرده و بهدرگاه خدا مى رود، مگر صفات كريمه خدا كه منشاء فيض او هستند، و بدون وقفه و تابى نهايت مشغول افاضه فيضند، و معبود هم بايد اين چنين باشد، و بطلان در ذات او، وانقطاع در صفات فياضه او راه نداشته باشد، و غير از خدا هيچ موجودى اين طور نيست،پس هيچ معبودى جز او نيست.