تسبح
مترادفها
تسبیح میگویند، ستایش میکنند
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی تُسَبِّحُ: تسبیح می گوید-منزه وعاری از هر عیبی می داند
معنی تُصْبِحَ: که به شکل...در آید-که به حالتِ...در آید
معنی تُصْبِحُ: به شکل...در آید-به حالتِ...در آید
ریشه کلمه:
سبح (۹۲ بار)
جمله سازی با تسبح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از امـام بـاقـر (عـليـه السـلام ) نـقـل شـده كـه فـرمـود: نـهـىرسـول الله عـن ان تـوسـم البـهـائم فى وجوهها، و ان تضرب وجوهها لانها تسبح بحمدربـهـا: (پـيـامـبـر (صـلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: علامت داغ در صورت حيواناتنگذاريد و تازيانه به صورت آنها نزنيد، زيرا آنها حمد و ثناى خدا مى گويند).
💡 در حـديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم كه فرمود: للدابة على صاحبهاستة حقوق لا يحملها فوق طاقتها، و لا يتخذ ظهرها مجلسا يتحدث عليها، و يبدء بعلفها اذانزل، و لا يسمها فى وجهها، و لا يضربها فانها تسبح و يعرض عليها الماء اذا مربها:
💡 اذا خرج احدكم الحصاة من المسجد فليردها مكانها او فى مسجد اخر فانها تسبح
💡 پیرمرد سالخورده در گوشه حیاط خانه، در حالی که با آرامش بسیار به ذکر خدا مشغول بود، تسبح چوبی خود را میان انگشتانش میچرخاند.
💡 او برای رسیدن به آرامش ذهنی و تمرکز بیشتر در دوران سختیهای زندگی، هر شب قبل از خواب، مدتی را به استفاده از تسبح میگذراند.
💡 در مراسمهای مذهبی سنتی، بسیاری از پیروان با استفاده از تسبحهای مختلف، به خواندن دعاهای مخصوص و ذکر نام خداوند پرداخته و آرامش میگیرند.