تائر

مترادف‌ها

خسته، درمانده، فرسوده

متضادها

سرحال، پرانرژی، شاداب

لغت نامه دهخدا

تائر. [ ءِ ] ( ع ص ) از تور، جاری و روان شونده. ( از منتهی الارب ). || مداومت کننده بر کاری بعد فتور در آن. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران