بیتکچی

لغت نامه دهخدا

بیتکچی. [ ت َ ] ( ترکی - مغولی، ص مرکب، اِ مرکب ) مأمور مالیات ( ایلخانان مغول ). ( فرهنگ فارسی معین ): و شرف الدین را در خدمت او به اسم الغ بیتکچی نامزد گردانید. ( جهانگشای جوینی ). در هر جانب دارالاماره دیوانی مرتب جهت اماثل بیتکچیان و کتاب. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 52 ). و از بیتک چیان قراتای و سیف الدین بیتکچی که مدبر مملکت بود. ( تاریخ رشیدی ). در اثنای این حکایت تیری بر چشم هندوی بیتکچی آمد که از اکابر امراء بود. ( تاریخ رشیدی ).

فرهنگ عمید

در دورۀ ایلخانان مغول، مٲمور وصول مالیات.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مامور مالیات ( ایلخانان مغول ).

جمله سازی با بیتکچی

💡 زمانی که خواجه نصیرالدین نام این افراد را برای همکاری به هولاکوخان و شمس‌الدین جوینی مشاور و بیتکچی وزیر، پیشنهاد داد آن‌ها دلیل انتخاب تک تک دانشمندان را از خواجه نصیرالدین پرسید و پس از توضیحاتی که از سوی وی ارائه شد، هولاکوخان با حضور آن‌ها در مجموعه رصدخانهٔ مراغه موافقت کرد.

💡 امیر سیف‌الدین خوارزمی یا امیر سیف‌الدین بیتکچی خوارزمی یا امیر سیف‌الدین بهادر بن عبدالله (مرگ ۶۶۱ هجری ) چندی وزارت ایلخانان را اوایل عهد هلاکوخان برعهده داشت. به دنبال قتل او در سال ۶۶۱ هجری وزارت را به شمس‌الدین محمد جوینی برادر عطاملک جوینی که حکومت بغداد را به او داده بود، رسید.

آجودان یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
تازه نفس یعنی چه؟
تازه نفس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز