لغت نامه دهخدا
بیت حزن. [ ب َ / ب ِ ت ِ ح َ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بیت الاحزان:
صفیر بلبل شوریده و نفیر هزار
برای وصل گل آمد برون ز بیت حزن.حافظ.رجوع به بیت الاحزان شود.
بیت حزن. [ ب َ / ب ِ ت ِ ح َ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بیت الاحزان:
صفیر بلبل شوریده و نفیر هزار
برای وصل گل آمد برون ز بیت حزن.حافظ.رجوع به بیت الاحزان شود.
بیت الاحزان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گشوده باز در بیت حزن را یعقوب زمصر میرسد البته کاروان امروز
💡 شد از شهادت جانسوز حضرت قاسم جهان به چشم «وفایی» تمام بیت حزن
💡 ز حجره بار به پشت شتر نهم که بود شتر نشیمن شادی و حجره بیت حزن
💡 جنان به دیده من میشود چو بیت حزن اگر کسی نظر بد کند به روی حسن
💡 یعقوب داشت بیت حزن بهر خود یکی من دارم از برای تو صد بیت بی حزن
💡 تا جیب گشادم که از آن نام برآرم دیدم که صبا قاصد صد بیت حزن شد