بی طهور
متضادها
پاک، طاهر
لغت نامه دهخدا
بی طهور. [ طَ ] ( ص مرکب ) ناپاک. بی طهارت:
غره مشو بدانکه ترا طاهر است نام
طاهر نباشد آنکه پلید است و بی طهور.ناصرخسرو.رجوع به طهور شود.
فرهنگ فارسی
ناپاک ٠ بی طهارت
جمله سازی با بی طهور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غره مشو بدانکه تو را طاهر است نام طاهر نباشد آنکه پلید است و بی طهور