بی طهور
متضادها
پاک، طاهر
لغت نامه دهخدا
بی طهور. [ طَ ] ( ص مرکب ) ناپاک. بی طهارت:
غره مشو بدانکه ترا طاهر است نام
طاهر نباشد آنکه پلید است و بی طهور.ناصرخسرو.رجوع به طهور شود.
فرهنگ فارسی
ناپاک ٠ بی طهارت
جمله سازی با بی طهور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 غره مشو بدانکه تو را طاهر است نام طاهر نباشد آنکه پلید است و بی طهور
💡 در برخی از مکاتب فقهی، برخورد با اشیاء یا محیطهای بی طهور نیازمند رعایت دقیق قواعد مربوط به تطهیر و شستشو با آب است.
💡 بسیاری از افراد بر اساس باورهای مذهبی خود، تلاش میکنند تا از لمس هرگونه ماده بی طهور در محیط زندگی خود خودداری کنند.
💡 رعایت قوانین مربوط به پاکی و دوری از حالت بی طهور، یکی از اصول اساسی در انجام مراسم مذهبی و عبادات در بسیاری از ادیان است.