بی زیانی

لغت نامه دهخدا

بی زیانی.( حامص مرکب ) بی ضرری. بی گزندی. بی آسیبی:
گر از اخترم بی زیانی بود
شما را ز من شادمانی بود.فردوسی.گر ایزد مرا زندگانی دهد
وز آن اختران بی زیانی دهد.فردوسی.

فرهنگ فارسی

بی ضرری ٠ بی گزندی ٠ بی آسیبی ٠

جمله سازی با بی زیانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر تو زیرکی خواهی زمانی نیابی زیرکی را بی زیانی

💡 شکفته شد گل از باد خزانی تو در باد خزانی بی زیانی

💡 سودای او گزیدیم جنس غمش خریدیم یا رب زیان مبادا در بی زیانی ما

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
تمام شدن یعنی چه؟
تمام شدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز