بی گنائی

لغت نامه دهخدا

بی گنائی. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) بیگناهی:
بجرم چه راندی مرا از در خود
گناهم نبوده ست جز بیگنائی.فرخی.و رجوع به بی گناهی شود.

سرشک یعنی چه؟
سرشک یعنی چه؟
کهکشان یعنی چه؟
کهکشان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز