بوسه گرفتن

لغت نامه دهخدا

بوسه گرفتن. [ س َ / س ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) مرادف بوسه خوردن. ( مجموعه مترادفات ص 66 ). کسی را بوسیدن. ( فرهنگ فارسی معین ):
کسی که بوسه گرفتش بوقت خنده زدن
به برگرفتن مُهر گلابدان ماند.سعدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کسی را بوسیدن.

جمله سازی با بوسه گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر گردن است خون دو صد کشته چون منش خون خوردن است بوسه گرفتن ز گردنش

💡 ز سایه ای که به رویش فکند حلقه زلف برای بوسه گرفتن دهان دیگر شد

💡 «ترکی» نشوی سیر تو از بوسه گرفتن هر چند که دهد بوسه نگویی که مرا بس

💡 این چه شرم است که خورشید فلک جولان را جرأت بوسه گرفتن ز لب بام تو نیست

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز