بنه پا

لغت نامه دهخدا

بنه پا. [ ب ُ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) فرد یا افرادی از قشون که در اردوگاه برای حفظ بنه مانند. حارس بنه. حافظ بنه مانند بنه در جنگ. پاینده بنه.
- امثال:
وقت مواجب سرهنگ است، وقت جنگ بنه پا. ( یادداشت بخط مؤلف ).
بنه پاینده. آنکه بنه قشون را نگهبانی کند. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنکه بنه ( قشون ) را نگهبانی کند

جمله سازی با بنه پا

💡 بر در میکده درویش بنه پای طلب رو حیات ابد امروز از این خانه طلب

💡 یا که بنه پا به سرِ دوشِ من سر بخور از دوش در آغوشِ من

💡 بیا بیا که سرم میرود بباد فنا ز روی لطف بنه پای رحم بر گل من

💡 زجا جستم ندانسته سر از پای که بسم الله بنه پا برسر من

💡 تو بنه پای از میان رو با کنار کار امت روز و شب با من گذار

💡 ای همه هستی مبر در خود گمان نیستی ترک سر گیر و بنه پا در جهان نیستی