لغت نامه دهخدا
بناست. [ ب ِ س َ ] ( اِ )صمغی باشد که آن را کندر گویند و بعربی صمغالبطم خوانند و خاصیت آن به مصطکی نزدیک است. ( هفت قلزم ) ( برهان ) ( آنندراج ). علک البطم است. ( فهرست مخزن الادویه ).
بناست. [ ب ِ س َ ] ( اِ )صمغی باشد که آن را کندر گویند و بعربی صمغالبطم خوانند و خاصیت آن به مصطکی نزدیک است. ( هفت قلزم ) ( برهان ) ( آنندراج ). علک البطم است. ( فهرست مخزن الادویه ).
صمغی باشد که آنرا کندر گویند و بعربی صمغ البطم خوانند و خاصیت آن به مصطکی نزدیک است. علک البطم است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشق میگوید ز من قصر بلا عالی بناست هجر میگوید بلی اما بامداد منست
💡 9 از هر فرصتى براى ترويج دين استفاده كنيم. (لنتّخذنّ عليهم مسجدا)للّه (اگر بناست ساختمانى به عنوان يادبود ساخته شود، مسجد بسازيم كه آثار معنوى و مادى زيادى دارد.)
💡 ولى برادران پيشنهاد وى را نپذيرفتند و گفتند كه شرعا مستحسن نيست كه تو را با اينحال به شام ببريم و اگر بناست حضرت زينب عليه السلام تو را شفا دهد همينجا كه درخانه ات قرار دارى براى او امكان دارد
💡 لطف تو و جور تو بعاشق دو بناست کان سست پی است و این قوی بنیاد است
💡 در ذات من امروز همی هیچ ندانند که انواع سخن را چه بیان و چه بناست
💡 - اگر بناست اين كار براى من افتخار شمرده شود پس من نمى كنم و انصراف خود رااعلام كرد(50).