لغت نامه دهخدا
بعاث. [ ب َ / ب ِ / ب ُ ] ( اِخ ) موضعی نزدیک مدینه مر اوس را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || یوم بعاث؛ روزجنگ اوس و خزرج. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). موضعی است نزدیک مدینه که در آنجا میان اوس و خزرج جنگی عظیم واقع شده بود و آن روز جنگ را یوم بعاث گویند. ( آنندراج ). جنگی است میان اوس و خزرج در جاهلیت. ( از مجمع الامثال میدانی ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج 2 شود.