بشکان

لغت نامه دهخدا

بشکان. [ ب ِ ] ( اِخ ) ازقرای هرات. ( از معجم البلدان ) ( از مرآت البلدان ).
بشکان. [ ب ِ ] ( اِخ ) بوشکان. قریه ای از توابع بیضا، دو فرسنگ میانه شمال و مشرق تل بیضا. ( فارسنامه ناصری ). مرکز قریه «بلوک » فارس است. رجوع به جغرافیای غرب ایران ص 121 و فارسنامه ابن البلخی چ 1339 هَ. ق. کمبریج ص 54 شود.

فرهنگ فارسی

بوشکان. قری. از توابع بیضا دو فرسنگ میانه شمال و مشرق تل بیضا. مرکز قریه (( بلوک ) ) فارس است.

جمله سازی با بشکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفته می‌شود بنیز اصلش بنه ببیز بوده یعنی جایی که پسته‌های وحشی را الک می‌کردند. ممکن است بنه خیز هم بوده‌است. کل روستا با مناطق ییلاقی و قشلاقی ۱۵۵۰ هکتار مساحت، زمین است که از شرق به ببروییه و روستای مخروبه ده سید محمد یزدی، شمال باب دهوییه و غرب جلال‌آباد و چاه میر و جنوب بشکان محدود می‌شود.

💡 بشکان (بافق)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بافق در استان یزد ایران است.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز