لغت نامه دهخدا
بستان چه. [ ب ُ چ ِ / چ َ ] ( اِ مصغر ) باغچه. باغ کوچک. بستان کوچک:
در موسم بهار که دریا شود جهان
بستانچه تو گردد همچون بهشت گنگ.سوزنی.
بستان چه. [ ب ُ چ ِ / چ َ ] ( اِ مصغر ) باغچه. باغ کوچک. بستان کوچک:
در موسم بهار که دریا شود جهان
بستانچه تو گردد همچون بهشت گنگ.سوزنی.
باغچه باغ کوچک بستان کوچک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشاید خواندنش بستان چه فرقست از بیابانش چو بید از بوستانی گر درخت بیثمر خیزد
💡 با قامت تو سرو به بستان چه می کند گل با رخت بگو به گلستان چه می کند
💡 دل آر خسته به خار جفا و گل بستان چه تحفه آری ماورد را که ما وردیم
💡 مدعی را از جمالش نیست خطی، کان چمن عندلیبان راست، زاغان را در آن بستان چه کار؟
💡 آه کان طوطی دل بیشکرستان چه کند آه کان بلبل جان بیگل و بستان چه کند
💡 عاشق روی نگارم کفر چه ایمان چه خاکسار کوی یارم باغ چه بستان چه