لغت نامه دهخدا
بزوش. [ ب ُزْ وَ ] ( اِ مرکب ) پشم موی و پشم بز را گویند. ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ). || ( ص مرکب ) بزمانند. مثل بز. ( ناظم الاطباء ).
بزوش. [ ب ُزْ وَ ] ( اِ مرکب ) پشم موی و پشم بز را گویند. ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ). || ( ص مرکب ) بزمانند. مثل بز. ( ناظم الاطباء ).
= بزوشم
بزمانند، مثل بز.
بزمانند، مثل بز، بزوشم
( اسم ) موی و پشم بر کرک بر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه قلعه بزوش مربوط به اواخر هزاره اول قبل از میلاد است و در شهرستان کامیاران، بخش مرکزی، روستای بزوش واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۱۰۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.