بزرگ اندام

مترادف‌ها

تنومند، درشت‌هیکل، چهارشانه

متضادها

ریزجثه، کوچک‌جثه

لغت نامه دهخدا

بزرگ اندام. [ ب ُ زُ اَ ] ( ص مرکب ) ستبراندام. درشت اندام. تنومند.

فرهنگ فارسی

ستبر اندام درشت اندام.

جمله سازی با بزرگ اندام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گوتموگ در چندین نسخه از سیلماریلیون دیده می‌شود. او بالروگی بزرگ اندام و نیرومند است و نزدیک به ۴ متر (۱۲ پا) قد دارد. یک تبر سیاه دارد و یک شلاق آتشین.او عنوان فرماندار انگباند را به خود گرفته‌است. گوتموگ در زبان سینداری به معنی ستمگر وحشت است.

کلمات مرتبط