لغت نامه دهخدا
برگیش. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دوغائی بخش حومه شهرستان قوچان. سکنه آن 266 تن. آب آن از چشمه ومحصول آن غلات است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9 ).
برگیش. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دوغائی بخش حومه شهرستان قوچان. سکنه آن 266 تن. آب آن از چشمه ومحصول آن غلات است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9 ).
دهی است از دهستان دوغائی بخش حومه شهرستان قوچان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این باشگاه در سال ۱۹۰۹ تحت نام باشگاه فوتبال برگیش گلادباخ تأسیس شد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال برگیش گلادباخ اشاره کرد.
💡 به شاخ سنبل زلفی، دلم نشیمن کرد که زیر سایهٔ برگیش باغ ها گم شد
💡 زان پس که بباد رفت و برگیش نبود کس نام گل از زبان بلبل نشنود
💡 ز داغ هجر چنانم که گر بباغ جنانم بدیده هر سر برگیش بی تو نوک سنانست
💡 برگیش گلادباخ با داشتن ۹ عنوان قهرمانی ملی برای کشور آلمان و دارا بودن سه عنوان قهرمانی جام حذفی فوتبال زنان آلمان