لغت نامه دهخدا
برگ گاه. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) جای برگ. منبت برگ بر ساقه. ساق درخت و شاخ. ( آنندراج ). ساقه و جوانه گیاه و محل برگ. ( ناظم الاطباء ).
برگ گاه. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) جای برگ. منبت برگ بر ساقه. ساق درخت و شاخ. ( آنندراج ). ساقه و جوانه گیاه و محل برگ. ( ناظم الاطباء ).
جای برگ منبت برگ بر ساقه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه مرغم من که از اندازه پرواز خود گویم چو برگ گاه پروازی به بال کهربا کردم
💡 قاعده برگ گاهی به صورت نیام (غلاف) گسترش مییابد و ممکن است دارای ضایعاتی به نام گوشوارک و زبانک باشد.