برمثال

لغت نامه دهخدا

برمثال. [ ب َ م ِ ل ِ ] ( حرف اضافه مرکب ) ( از: بر فارسی + مثال عربی ) نظیرِ. مانندِ:
برمثال یکی فتیله شدی
چند گردی بسایه و به یباب ؟ناصرخسرو.و این نواحی در میان شکسته ها و نشیب افرازهای خاکین و سنگین برمثال خرقان. ( فارسنامه ابن البلخی ص 143 ).
پیرامنش از وحوش جوقی
حلقه شده برمثال طوقی.نظامی.این طایفه خرقه پوشان برمثال حیوانند. ( گلستان سعدی ). وزرا برمثال اطبااند. ( گلستان سعدی ). تمثّل؛ برمثال چیزی شدن.( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

نظیر مانند.

جمله سازی با برمثال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يعنى: به حق محمد كه از آسمان به زمين آمد برمثال ستاره تابان.

💡 گر بیاد روی خوبت نحل گل خوردی شدی برمثال موم رنگین انگبین آرا سته

💡 بر سر بحر بینهایت عشق دو جهانست برمثال طناب

💡 زد آفتاب از آن مهر برمثال فلک که داده یی تو بدستوری خودش دستور

💡 کرده بر لوح عالم ترکیب صورتی برمثال خود تصویر

دیشلمه یعنی چه؟
دیشلمه یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز