لغت نامه دهخدا
بدتنی. [ ب َ ت َ ] ( حامص مرکب ) دیوانگی. جنون. ( از ولف ):
بپوشند پیراهن بدتنی
ببالند با کیش آهرمنی.فردوسی.
بدتنی. [ ب َ ت َ ] ( حامص مرکب ) دیوانگی. جنون. ( از ولف ):
بپوشند پیراهن بدتنی
ببالند با کیش آهرمنی.فردوسی.
دیوانگی جنون.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ندانم که آمختت این بد تنی تو را با چنین کیش آهرمنی
💡 کنون او ز بد خویی و بد تنی پدیدار کرده است اهریمنی